
هلوکاست
HOLOCAUST
هلوکاست از دو وازه یونانی "holos" به معنی همه و "kaustos" به معنی سوزاندن ترکیب یافته است.این واژه روی هم رفته به معنی همه سوزی است.
این واژه به واقعه ای اطلاق می شود که در فاصله سالهای 1939 تا 1944(در جنگ جهانی دوم)قریب به 6 میلیون یهودی از سراسر اروپا جمع آوری و به اردوگاه های مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه"آشویتس" که مهمترین آنها بوده ؛ فرستاده و در کوره ها سوزانده می شدند.
همچنین قتل های دسته جمعی رده دومی هم وجود داشت که یهودی ها را وارد اتاقهای بزرگی میکردند که دوشهایی در سقف داشتند و پس از بستن درها؛ از دوشها گازی به نام "زیلکون ب"خارج می شد و موجب خفگی همه می گردید. ( ادامه دارد ...)
ادامه مطالب:کلیک کنید
ادامه مطلب...
برگی از خاطرات شهید برونسی
توی خانه که بود اصلاوابدا نمی شدمثلا بگوییم : امروز این همسایه رفت خانه آن همسایه.تا می خواستیم حرف کسی را بزنیم، زود می گفت:این صحبت ها به ما مربوط نیست، ما برای خودمون کار و زندگی داریم، چکار داریم به این حرفها؟ خودش حتی از حرفهای بیهوده عجیب پرهیز داشت . تا چه برسد به غیبت و دروغ واین همه گناهان.
یکبار با هم رفته بودیم روستا. چند وقت پیش ظا هرا به ما درش آب و ملکی رسیده بود. آمد کنار عبدالحسین نشست با لحن گله آمیزی گفت : نمی دونم تو دیگه چه جور پسری هستی مادر جان!؟
عبد الحسین لبخندی زد و پرسید:برای چی؟
هی می آی روستا خبر می گیری ومی ری، ولی یه دفعه نشد که به من بگی: ننه این آب و ملک تو کجاست؟
تا این را گفت، عبد الحسین اخمهایش را کشید به هم . ناراحت جواب داد: منو با ملک واملاک شما کاری نیست !
مادرش جا خورد ، درست مثل من، عبد الحسین ادامه داد: فکر کردم کنار من نشستی که بگی:چقدر نماز قضا خوندم،یا چقدر نماز شب خوندم، حرف ملک واملاک چیه که شما می زنی؟انتظار همچنین برخورد را از او داشتم، ولی نه دیگر با ما درش . نتوانستم ساکت بمانم ، معترضانه گفتم : یعنی همین جوری درسته ایشون نا سلامتی مادر شماست!؟ یعنی همین درسته که مادر من با این سن وسال بالا ، بیاد بشینه صحبت دنیا رو بکنه ؟! لحنش آرام شده بود. مکثی کرد وادامه داد: رزق و روزی رو خدا می رسونه ، مادر ما حا لا دیگه باید بیشتر از هر وقتی فکر آخرتش باشه.
این هم ماجرایی که تا به حال شاید نشنیده باشید:
در جريان تخريب قبور ائمه در بقيع يكي از وهابيون براي تخريب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و براي بمب گذاري به بالاي گنبد مي رود كه ناگهان صاعقه اي با او برخورد مي كند و او همان جا خشك مي شود .
بعدها وهابيون هر كاري مي كنند كه جسد اين شخص را از آنجا جدا كنند نمي توانند و نا چار مي شوند به اين گونه كه مشاهده مي كنيد آن را پنهان كنند .
ممكن است سوالي پيش آيد كه پس چرا وقتي قبور ائمه را خراب كردند اين اتفاق نيفتاد .
بايد بگويم كه هنگامي كه ابرهه خواستند خانه خدا را خراب كنند خداوند تمامي آنان را نابود كرد ولي در زمان مروان وقتي حجاج خانه كعبه را خراب كرد هيچ اتفاقي نيفتاد و اين نشان از حكمت خداوند دارد كه به قول شاعر :
لطف حق با تو مداراها كند چون كه از حد بگذرد رسوا كند
